![]() |
![]() |
|
| این پیام برای صفا کردن است و بس . |
|
سلام منتظر دریافت رمز هستید؟ بزودی مهدی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 18:24 توسط مهدی |
|
|
سلام م م م
از امروز کد رمز اعلام میکنم. تماس تا تاریخ هفتم شهریور بفرمایید مهدی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 17:49 توسط مهدی |
|
|
<P>سلام</P>
<P>لینا با من تماس بگیرد لطفا.</P> <P> متشکرم</P> <P> مهدی</P> <P> </P> |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 17:15 توسط مهدی |
|
|
<P dir=rtl>سلام</P>
<P dir=rtl>لطفا منتظر باشید</P> <P dir=rtl> مهدی</P> |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 16:13 توسط مهدی |
|
|
<P><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #3333cc" color=#ffff66 size=4>سلام</FONT></P>
<P><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #3333cc" color=#ffff66 size=4>در تیم زندگی خود شماره ۷ را بپوشید</FONT></P> <P><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #3333cc" color=#ffff66 size=4>و سکان هدایت زندگی خود را بدست بگیرید.</FONT></P> <P><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #3333cc" color=#ffff66 size=4>شماره ۷ فرمانده میدان است مثل علی پروین.</FONT></P> <P><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #3333cc" color=#ffff66 size=4> کاپیتان باشید</FONT></P> <P><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #3333cc" color=#ffff66 size=4> مهدی </FONT></P> <P><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #3333cc" color=#ffff66 size=4></FONT> </P> <P><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #3333cc" color=#ffff66 size=4></FONT> </P> |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 16:6 توسط مهدی |
|
|
<P><marquee>سلااااام</P>
<P>اگر بدانید چه بالهایی دارید روی زمین نمی مانید.<marquee></P> <P> شاد باشید</P> <P> مهدی</P> |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 19:27 توسط مهدی |
|
|
<P>سلام</P>
<P>بابت غیبت طولانی ام عذر خواهی می کنم.</P> <P>اینهم شیرینی بازگشتم:</P> <P>دنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کنی</P> <P>دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی</P> <P> خوش باشید</P> <P> مهدی</P> <P> </P> <P> </P> |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 12:8 توسط مهدی |
|
|
سلام
سلام "ذره ای" بجای "ذرهای" در متن پیام قبلی قرار گیرد(پیام صفای وجودتان)
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 17:58 توسط مهدی |
|
|
سلام
به فرمان خدا هر کس از او چیزی خواست و خدا عطا کرد سپس به کرم شب تاب گفت تو چه میخواهی؟ جواب داد:ذرهای از نور خودت را میخواهم خدا عطا کرد و فرمود: این درس بزرگ برایتان بس: از خدا جز خدا نخواهید والسلام ایام بکام
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 17:40 توسط مهدی |
|
|
سلام
سوال:کی دوست داره در باره سکوت گفتگوی کتبی و شفاهی کنیم؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 16:50 توسط مهدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام
من نویسنده و ناشر هستم ومایلم در زمینه های هنر و ادبیات و طبیعت گفتگو کنیم. |
|
RSS
|